در این مقاله راجع به هفت کلیشه ماندگار ازدواج صحبت می کنیم.

کلیشه ها درباره ازدواج فراوان هستند. این کلیشه ها از فرهنگ عامه می آیند. برخی سوء برداشت ها از درون خانواده ناشی می شوند. اگر والدین نتوانند بدون دعوا و توهین بحث کنند، ممکن است شما تصور کنید که تعارضات همیشه باعث هرج و مرج هستند. اگر والدین دائما با پدر بزرگ و مادر بزرگ شما درگیر هستند و نظرات یکدیگر را محکوم می کنند شما باید انتظار داشته باشید که با خودتان نزاع داشته باشید. اگر خانواده شما باورهای درست درباره ازدواج بیان کنند، شما درونی می کنید.

مشکل زمانی است که کلیشه ها به اشتباه به عنوان حقیقت در نظر گرفته می شوند. آن ها می توانند بالقوه مانع رابطه خوب ما بشوند. این هفت کلیشه زیر برای برخی به عنوان واقعیت در نظر گرفته می شود.

اولین کلیشه: معشوق در عشق واقعی می داند خود به خود چه بگوید و چگونه شما را خوشحال کند

واقعیت: ترسی وجود دارد از اینکه چیزی درخواست کنید و معشوق به آن ارزش لازم را ندهد. در حالیکه وقتی که شریک زندگی ما نمی تواند ذهن ما را بخواند، لازم است که ما درخواست مان را به او بگوییم و با او ارتباط مناسب برقرار کنیم برای گفتن نیازهایمان.

همچنین ارتباط، کلید رفع مشکلات در زمان تعارضات زناشویی است. بعد از سوء تفاهم بین زن و شوهر، خیلی از زوج ها اجازه می دهند که خشم آن ها بی سر و صدا ایجاد شود در حالیکه آن ها امیدوارند که شریک شان بداند آن ها از چه ناراحت هستند و شریک زندگی شان به اشتباهاتش پی ببرد و واضح است که این اتفاق نخواهد افتاد بدون رابطه برقرار کردن زوج با یکدیگر.

زوج ها باید بیاموزند که احساسات شان را بیان کنند و روراست باشند. به طور کلی ضروری است که رابطه شما در اولویت اول باشد زیرا این رابطه معجزه آسا پدید نمی آید و شما باید حرف زدن درباره مشکلات تان را در اولین اولویت قرار دهید.

کلیشه دوم: یک روش جهانی در ازدواج وجود دارد، مانند داشتن بچه

هیچ قانونی در ازدواج وجود ندارد مگر قانونی که زوج بر آن توافق داشته باشند و درباره آن روراست و باز صحبت کنند.

یک روانشناس پیشنهاد می کند که زوج ها در مورد احساس شان درباره ازدواج با هم صحبت کنند و اینکه از ازدواج چه توقعاتی دارند. قبل از ازدواج آن ها باید در مورد اینکه از ازدواج چه می خواهند با یکدیگر سخن بگویند.

زمانی که زوج می خواهند تصمیم بزرگی مانند بچه دار شدن در زندگی بگیرند، مسیر سنتی گذشته را می روند- بدون در نظر گرفتن نیازها و باورهای خودشان- که باعث مشکلاتشان می شوند.

کلیشه سوم: داشتن بچه رابطه را نزدیک تر می کند

این کلیشه این است که زوج تصور می کنند که اگر بچه دار شوند روابط شان را عمیق تر و بهتر می کند. ولی بچه دار شدن گاهی باعث فعال شدن تعارضات پنهانی گذشته در ازدواج می شود و ممکن است ازدواج را تبدیل به ازدواجی فاجعه بار کند.

برای مثال ممکن است اختلاف سلیقه در تربیت کودک باعث تشدید تعارضات شود. همه والدین به طور غریزی تمایل دارند که از فرزندشان مراقبت کنند ولی ممکن است گاهی حسادت ایجاد شود اگر کودک به مادر یا پدر نزدیک تر باشد.

داشتن فرزند می تواند به نزدیکی روابط کمک کند ولی اگر و اما دارد. اگر زوج ها بتوانند زندگی خود را بر پایه عقلانیت گسترش دهند این نزدیک تر شدن و بهتر شدن روابط ممکن می شود. علاوه بر مهارت های زناشویی باید مهارت های فرزندپروری هم آموخت.

کلیشه چهارم: تفاوت ها ازدواج تان را نابود خواهند کرد

تفاوت ها به صورت بالقوه ازدواج را نابود نخواهند کرد. نکته این جاست که چگونه به تفاوت ها در رابطه پاسخ می دهیم.

ممکن است زوج ها تصور کنند که عشق باعث یکی شدن آن ها و از بین رفتن تفاوت ها می شود ولی باید گفت که این فاز گذرا است. بعد از ماه عسل آن ها متوجه می شوند که دو انسان جدا از هم و دارای تفاوت های مختلفی هستند. و همین آن ها را می ترساند. ولی باید دانست که تفاوت طبیعی است. شما نباید با هر چیزی که شریک تان می گوید موافقت کنید ولی شما می توانید چیزهای ارزنده ای بیابید درباره اینکه این تفاوت ها از کجا ناشی می شوند؟

اگر نمی توانید درک کنید، کنجکاوی کنید و از او بپرسید که من علت این کار تو را نمی فهمم. می شود برای من توضیح دهی؟

این گونه شما علت تفاوت ها را بهتر درک می کنید و با آن کنار می آیید. این گونه مکالمات بین زوج ها فرصت ارتباط برقرار کردن با یکدیگر را به آن ها می دهد.

وقتی که ما عاشق می شویم دائما داستان مان های عاشقانه ی مان را با هم به اشتراک می گذاریم. این کار را پس از ازدواج هم ادامه دهید. این گونه برای لحظاتی ایده خود را کنار می گذارید و کاملا به شریک تان گوش می دهید و در خلال گوش دادن به جزئیات داستان او می توانید مسائل مرتبط با خودتان را بیابید.

کلیشه پنجم: زوج های خوشبخت بحث نمی کنند

هر یک از ما با عقاید، نیازها و باورهای مختلف وارد یک ازدواج می شویم. هر یک از ما گذشته ای متفاوت داشته ایم و انتظارات متفاوتی از ازدواج داریم بنابراین بی شک سوء تفاهم رخ می دهد.

اگر بحثی نباشد بنابراین صمیمیت عاطفی و روراستی نیست. وقتی زوج ها بحث نمی کنند درباره مسائل مختلف، تن به سازش های عاطفی می دهند. این سازش ها باعث تخریب اعتماد و باعث ایجاد حس تحقیر می شود.

هر فردی در رابطه احساس خواهد کرد که احساسات مبهمی دارد که قادر نیست درباره آن ها بحث کند و ترس از اذعان آن دارد. این باعث می شود که احساس ناپایداری و شکنندگی ایجاد شود.

زوج های متعادل و سالم بحث می کنند ولی حمله نمی کنند و آسیب نمی زنند. از بحث برای به دست گرفتن قدرت استفاده نمی کنند. سالم ترین زوج ها به دنبال راه حل برای مشکلات شان هستند و به راحتی از بحث و مشکل عبور نمی کنند مگر انکه ان را حل کنند.

کلیشه ششم: زن و شوهر خوشحال باید هر کاری را همراه با یکدیگر انجام دهند

زمان گذراندن با یکدیگر و داشتن علایق مشترک عالی است ولی تمرکز بر علایق خودتان نشانه سلامت شماست.

وقتی که شما مجبور به انجام کارهایی شوید که به آن علاقه ندارید یا به شما اجازه داده نشود کارهایی که دوست دارید انجام دهید، احساس امنیت و اعتماد شما خدشه دار می شود.

زمانی که از جانب شریک زندگی مان حمایت دریافت نکنیم برای کارهایی که دوست داریم، دچار خشم می شویم و ازدواج ما لطمه می بیند.

کلیشه هفتم: تک همسری به معنای از بین رفتن شور جنسی و رابطه جنسی خسته کننده است

در طول زمان شور و شوق جنسی مانند روز اول نخواهد بود ولی با شناخت شریک تان در طول زندگی نشاط و حس عمیق تری خواهید داشت.

زوج ها وقتی به این کلیشه تن دهند تلاشی برای احیای رابطه جنسی خود نمی کنند. کلید رفع این کلیشه ها این است که ارتباط عمیق احساسی با شریک تان داشته باشید. گشودگی احساسی داشته باشید و عشق تان را بیان کنید تا لذت جسمانی بیشتری ببرید. صرفا ازدواج کردن رابطه را حفظ نمی کند. شما باید دائما روی رابطه تان کار کنید. صرفا برای مسائل مالی و .. در کنار هم نمانید. تصمیمات اگاهانه برای احیای شور و عشق بگیرید.

   تاریخ ثبت: 1394/10/14     |     تعداد بازدید: 633 | |
دیدگاه کاربران
همکاران سایت
  • روانپزشک-رواندرمانگر:دکتر محسن حافظی تحصیلات خود را در پزشکی عمومی در سال 1375 و در رشته تخصص اعصاب و روان در سال 1382 در دانشگاه علوم پزشکی...