آقای محمد مهدی اسدی ساغندی (دانشجوی دکترای تخصصی روانشناسی سلامت) در مقالات قبلی به بحث کمال گرایی و نحوه ایجاد آن در کودکان و روش تربیتی والدین پرداختند. در این مقاله ایشان توصیه هایی برای تعدیل و از بین بردن کمال گرایی آسیب زننده می کنند و راهکارهایی برای پرورش کمال گرایی مثبت پیشنهاد می کنند.
 

والدین کمال گرا فرزندانی کمال گرا پرورش خواهند داد. خواه از طریق انتقال ژنی و خواه از طریق اتخاذ اصول تربیتی سخت گیرانه. پس اگر دنبال پاسخ به این سوال هستیم که چگونه فرزندانم سالم و طبیعی رشد کنند، پاسخ آن را در خود جستجو کنیم زیرا فرزندان ما آنچه خواهند شد که ما هستیم نه آن که ما می خواهیم. در درجه اول لازم است والدین با مراجعه به درمانگر رگه های کمال گرایی خود را تعدیل کنند. همانگونه که نمی توان یک انسان درون گرا را تبدیل به یک انسان برون گرا کرد؛ پس نمی توان یک انسان کمال گرا را نیز به یک انسان بیخیال تبدیل کرد. اما می توان تا حدی کمال گرایی افراد را تعدیل کرد تا در زندگی روزمره خود و تربیت فرزندان آرامش بیشتری داشته باشند و با استرس و اضطراب و حس ناکامی کمتری مواجه شوند.

و اما راهکارهای پرورش ویژگی های مثبت کمال گرایی و حذف ویژگی های منفی کمال گرایی را بر می شماریم:

1)قدم اول اینکه بعنوان پدر و مادر دوست داشتن خودمان را مشروط به هیچ رفتاری از جانب فرزندمان نکنیم. " اگر خوب درس بخوانی دختر خوبی هستی و من دوستت خواهم داشت" به جای این جمله بگویید "چون که دوستت دارم ازت انتظار دارم که درست رو بخونی".

2)آرمانها و ایده آلهایی که به آنها نرسیدید را در فرزندانتان جستجو نکنید. فرزند شما لازم نیست پزشک، مهندس یا دانشمند شود. بلکه لازم است سلامت روان و جسم خود را حفظ کند حالا در قامت هر شغل و حرفه ای که باشد. پس از کودکی به جای تحمیل آرمانهای تحقق نیافته خود به کودکمان بیاموزیم که در انتخاب راه آینده خود مختار است. و در هر صورت برای ما فردی موفق و مهم تر از آن دوست داشتنی خواهد بود. خواه پزشک شود یا مهندس یا خیاط یا هنرمند یا آشپز یا فوتبالیست!!

3)مقایسه گری ممنوع!  والدین گرامی می بایست به این نکته توجه خاصی داشت باشند که با مقایسه گری دیگران با کودک خود و بیان این جملات" که فلانی را نگاه کن ببین چقدر نمره های خوبی میگیرد، چقدر خوب فوتبال بازی میکند، چقدر در جمع راحت تر از تو هست و ... " نه تنها حس رقابت و خصومت ناسالمی در وی بوجود می آورد بلکه بزرگترین لطمه به حس هویت و عزت نفس و اعتماد به نفس وی وارد می کند. اگر کودک خود از شما سوال پرسید بهتر است به تفاوتهای انسانها و منحصر به فرد بودن هر کدام از آنها اشاره کرده و نقاط قوت و ضعف هر انسانی را به وی یادآوری کنید. "مثلا درست است که علی دوستت شاگرد درس خوان تری است اما تو هم از لحاظ ارتباطات اجتماعی سطح بالاتری داری پس هیچ کدام از شما از دیگری برتر نیست و هر دو انسان ارزشمندی هستید و نقاط ضعف و قوت خود را دارید. اینکه دائم به فرزند خود بگوییم تو در همه زمینه ها از اطرافیان خود بهتری یا بدتری چیزی جز نابودی عزت نفس وی در پی ندارد.

4)به فرزندان خود حق و اجازه اشتباه دهید! مثال معروفی است که می گوید اگر تجربه امروزم را داشتم اشتباهات دیروزم زا تکرار نمی کردم اما اگر اشتباهات دیروزم را انجام نداده بودم تجربه امروزم را نداشتم! بنابراین اصالت با تجربه است. بگذارید فرزندتان زمین بخورد تا چگونه راه رفتن را بیاموزد. اگر با وی مچ انداختید اشکالی ندارد یکبار هم او شکست بخورد تا بفهمد قرار نیست در جامعه همیشه پیروز باشد. اگر خود هم در گیر مسابقه ای شدید پس از شکست بگویید تجربه خوبی بود و از آن لذت بردم. کودک از شما می آموزد اینکه شکست بخوری طبیعی است اما اینکه به خاطر ترس از شکست دست به اقدامی نزنی به معنای ترس است!

5) و در نهایت جادوی تحسین و تشویق را بر روی کودکان خود امتحان کنید. باور کنید هر انسانی چه کودک و چه بزرگسال هیچ چیز به اندازه انتقال حس ارزشمندی و خوب بودن را دوست ندارد! اما زمانیکه کودکان از تحسین روانی ناامید می شوند و آن را بدست نمی آورند چشم امیدشان فقط به دنبال تحسین بیرونی و کسب جایزه است . برای کارهایی که فی نفسه ارزشمندند تشویق بیرونی نیاز نیست!! چون بعد از یک مدت اگر تشویق بیرونی از کودک شما گرفته باشد دیگر انگیزه درونی برای دنبال کردن آن فعالیت ارزشمند ندارد. بعنوان مثال اگر قرار است برای درس خواندن کودک خود و دنبال کردن فعالیت های علمی بوسیله وی جایزه تعیین کنید. اگر یک زمان جایزه نباشد باز هم درس میخواند  ؟؟ و تازه از طرف دیگر آیا بعد از یک مدت جوایز همان انگیزه و شوق اولیه را در وی ایجاد می نمایند ؟؟؟ مسلما خیر!! در این موارد تحسین کودک البته بصورت واقع بینانه مخصوصا در جمع نتیجه بهتری خواهد داد. " امیرحسین امسال برای درس خواندن تلاش زیادی کرد و واقعا عالی بود" اما در مورد کارهایی که ممکن است فی نفسه ارزشی برای کودک نداشته باشند و برای آن انگیزه درونی وجود ندارد، در نظر گرفتن تشویق بیرونی و جایزه اشکالی ندارد و مفید واقع می شود. بعنوان مثال کودکی که برای کمک به مادر برای تمیز کردن آشپزخانه تمایلی ندارد می تواند با تشویق بیرونی این رفتار را کم کم در وی شکل داد در ضمن آنکه عزت نفس وی خدشه دار نشود.

در پایان این سخن زیبا را بیان می کنیم که " به فرزندان خود بیش از اصول موفق بودن ؛ تلاش برای انسان با ارزش و اخلاق مدار بودن در هر جایگاه و منصبی را بیاموزید"

محمد مهدی اسدی ساغندی

   تاریخ ثبت: 1395/04/19     |     تعداد بازدید: 1787 | |
دیدگاه کاربران
همکاران سایت
  • روانپزشک-رواندرمانگر:دکتر محسن حافظی تحصیلات خود را در پزشکی عمومی در سال 1375 و در رشته تخصص اعصاب و روان در سال 1382 در دانشگاه علوم پزشکی...