در این مقاله آقای مهدی اسدی ( دانشجوی دکترای تخصصی روانشناسی سلامت ) در ادامه مقاله قبلی به شیوه شکل گیری کمال گرایی در فرزندان پرداخته اند.

ابتدا اجازه بدهید بین دو مفهوم مهم روانشناسی تمایز قائل شویم. اعتماد به نفس (self confidence) و عزت نفس (self steem) . در زبان روزمره، ما معمولا این دو واژه را به جای یکدیگر به کار می بریم. در حالیکه تفاوت زیادی بین آنها وجود دارد و برای فهم راهکارهای ارتقای آنها لازم است ابتدا تفکیک و تمایزی بین آنها قائل شویم.

  عزت نفس به حس کلی خوبی که افراد نسبت به خود دارند اطلاق می شود. "بعنوان مثال کودکی که بیان می کند من کودک دوست داشتنی هستم و والدینم مرا دوست دارند" عزت نفس بالایی دارد. از سوی دیگر اعتماد به نفس به میزان باور افراد در مورد توانایی خود در حوزه ای خاص یا موفقیت در آن حوزه را دارد. بعنوان مثال" کودکی که می گوید من به خوبی می توانم فوتبال بازی کنم" در زمینه ورزش فوتبال اعتماد به نفس بالایی دارد. عزت نفس مفهومی بسیار کلی است که نسبت به اعتماد به نفس اهمیت بسیار زیادتری دارد. بعنوان مثال کودکی ممکن است در زمینه های مختلف ورزشی/تحصیلی و ... موفقیت های زیادی داشته باشد اما در نهایت حس خوبی نسبت به خود نداشته باشد و از خود راضی و خشنود نباشد. بنابراین اعتماد به نفس به کار وی نمی آید اما افرادی که عزت نفس بالایی دارند برای خود و دیگران ارزش و احترام زیادی قائلند در زمینه هایی که نیاز دارند اعتماد به نفس بالایی نیز دارند.
کودکان و نوجوانان اعتماد به نفس و عزت نفس خود را از محیط بیرون یعنی در درجه اول از والدین خود می گیرند. والدین کمال گرا ژن کمال گرایی را به فرزندان خود منتقل می کنند. این جمله شاید در نگاه اول افراطی به نظر برسد اما اگر والدین کمال گرایی منفی خود را درمان نکنند مسلما آن را به فرزندان خود منتقل می کنند که این کار از طریق اصول تربیتی سخت گیرانه ای صورت می گیرد که برای آنها وضع می کنند. مهم ترین کاری که این والدین می کنند انتقال حس عشق مشروط به فرزندان خود است که بزرگترین ضربه را به اعتماد به نفس و عزت نفس کودک و نوجوان آنها وارد می کند. برای این والدین دوست داشتنی بودن و خوب بودن فرزندانشان در گرو این است که عالی باشند و بهترین عملکرد را داشته باشند. پس والدینی که دائما به فرزند خود می گویند" اگر خوب درس نخوانی کودک خوبی برای من نیستی و نمی تونم دوستت داشته باشم" منتظر استرس و اضطراب و افسردگی کودک یا نوجوانشون در آینده نه چندان دور باشند.
والدین این کودکان بسیار سخت گیر و مقرارتی، انعطاف ناپذیر و دارای روحیه آرمان گرایی، سرزنشگری و مقایسه گری هستند. آنها اجازه هیچ گونه اشتباهی به فرزندان خود نمی دهند. در نتیجه فرزندان از همان کودکی که زمان بازی و یاد گرفتن مهارتهای ضروری زندگی است تمام هم و غمش پیشرفت در زمینه های مختلف از جمله تحصیلی یا ورزشی یا ...  است تا بتواند به خیال خود اندکی رضایت والدین را جلب کند. در صورتی که این والدین چون خود احساس رضایت درونی ندارند هیچ گاه از فرزند خود نیز راضی نخواهند شد. نمونه آن کودک 4 ساله ای است که می گوید " میخواهم در آینده پزشک یا دانشمند شوم" بعد وقتی روانشناس با تکنیک های خاص از وی دلیل این تمایل را می پرسد به این نتیجه میرسیم که " چون اگر پزشک نشوم والدینم دوستم نخواهند داشت!!" و جالب اینجاست که معمولا این والدین با احساس افتخار می گویند که فرزندمان چه اهداف بزرگی در سر دارد و چقدر با اعتماد به نفس است!!. در حالیکه این نکته را در نظر نمی گیرند که هر چه فاصله "خود آرمانی و ایده آل کودک"  که بوسیله دیگران برای وی درونی شده است کودک با "خود واقعی" وی یعنی آن چیزی که در حال حاضر است؛ بیشتر باشد بدین معناست که آسیب بیشتری دیده و عزت نفس پایین تری دارد.
بنابراین داشتن فرزندانی که در بهترین مدارس و دانشگاه ها درس بخوانند مهم تر از داشتن فرزندانی با احساس ارزشمندی و خود دوست داری بالا نیست. چون هیچ چیز به اندازه رضایت ذهنی (subjective well-being) که افراد از خود و زندگی خود دارند، بعنوان معیاری از خوشبختی و شادکامی افراد در نظر گرقته نمی شود.

"یادمان باشند رسالت والدین تحویل دادن فرزندانی سالم و طبیعی به جامعه است نه فرزندانی متفاوت، درسخوان و موفق!!"

"افراد کمال گرا مثل آن مسافرانی هستند که لذت مسیر سفر را فدای زودتر رسیدن به مقصد نهایی سفر می کنند! حال آنکه وقتی به مقصد نهایی نیز رسیدند احساس رضایتی ندارند چون مقصد نهایی آنگونه که تصور می کردند نبود. هم لذت مسیر از دست رفت هم لذت رسیدن به مقصدی که در کار نبود!!"

در این مقاله سعی شد به مفهوم کمال گرایی و فرصت های و چالش هایی که می تواند در زمینه تربیتی برای والدین ایجاد کند پرداخته شود. در مقاله های بعدی راهکارهایی به والدین گرامی ارائه شود تا در درجه اول کمال گرایی منفی خود را کاهش دهند و در مرحله بعد در راستای افزایش اعتماد به نفس و عزت نفس کودکانشان گامهای موثری بردارند.

ادامه دارد...

   تاریخ ثبت: 1395/04/04     |     تعداد بازدید: 2232 | |
دیدگاه کاربران
همکاران سایت
  • روانپزشک-رواندرمانگر:دکتر محسن حافظی تحصیلات خود را در پزشکی عمومی در سال 1375 و در رشته تخصص اعصاب و روان در سال 1382 در دانشگاه علوم پزشکی...