آیا شما هم خودتون رو خیلی خوب می دونین؟آیا دیگران جواب خوبیهای شما را نمی دهند؟شاید با خواندن این مقاله جواب بعضی از سوالاتتون رو پیدا کنید.

زیادی خوب بودن

شاید همه شما افرادی را بشناسید که برایشان خیلی مهم است دیگران آنها را خوب بدانند.معمولا این افراد کسانی هستند که سعی می کنند همه درخواستهای دیگران را براورده سازند و در عوض هیچ درخواستی از دیگران نداشته باشند.از نظر آنها انجام ندادن درخواست دیگران یا به معنی ناتوانی است یا خوب نبودن و در هر دو حالت برای آنها وضعیتی مطلوب نیست.به همین دلیل اگر با درخواستی از طرف فردی مواجه شوند همه تلاش خود را می کنند و حتی ممکن است بسیاری از نیازهای خود را زیر پا گذارند تا آن درخواست براورده شود.این رفتار باعث میشود که آنها همواره دیگران را مدیون خود ببینند و در واقع از دیگران متوقع باشند.از طرف دیگر این افراد معمولا سعی دارند که از دیگران درخواستی نداشته باشند.در ذهن آنها داشتن درخواست از دیگران به معنای نیازمندی و نشانه ای از ضعف است .آنها تصور می کنند که اگر درخواستی از دیگران داشته باشند از میزان محبوبیتشان کاسته خواهد شد و از طرفی قرار است مدیون طرف مقابل شده و وی بر آنها منت بگذارد.با این وصف افراد فوق اجازه نمی دهند که دوستشان لطف آنها را جبران کند.در برخورد با این افراد معمولا با این جملات مواجه می شویم که "از لطفتون ممنونم.مزاحمتون نمیشم.کار خاصی ندارم.خودم از پسش برمیام.نگران من نباشین.".

اگر این رفتار به صورت مداوم تکرار شود به تدریج افرادی در کنار این "آدمهای بسیار خوب"باقی می مانند که عادت دارند از آنها سرویس بگیرند و خودشان سرویسی ارائه ندهند.به عبارتی این استقلال کاذب آنها سبب می شود که دیگران هم باور کنند که آنها از پس مشکلات خود برمی ایند و به تدریج افراد" کمک دهنده" از دور و بر آنها کنار می روند.بدتر از آن اینکه افراد باقی مانده هیچ گاه در مورد توانایی کمک کردن تست نشده اند و ممکن است در مواقع نیاز از امتحان سربلند بیرون نیایند!

از طرفی همه می دانیم که هر انسانی محدودیتهایی دارد و بالاخره زمانی فرا خواهد رسید که این افراد هم به کمک دیگران نیاز پیدا کرده و مجبور به بیان آن شوند.متاسفانه در این شرایط افراد نزدیک به آنها کسانی نیستند که بتوانند به نیازهای آنها پاسخ دهند.این افراد وقتی با پاسخ منفی دیگران مواجه می شوند آن را دلیل محکمی برای دیدگاه ذهنی خود می بینند که "هیچ وقت از کسی درخواستی نداشته باش"و این سیکل معیوب ادامه می یابد.

یکی دیگر از نتایج این رفتار آن است که فرد به تدریج خود را بهتر ازکسانی می بیند که دور و برش هستندو کم کم این شبهه برایش پیش می آید که پس من خوبم و دیگران بد.دیدگاهی که می تواند او را متوقع کرده و برای خودش حقوقی فراتر از دیگران قائل شود.این افراد خشمی فروخورده را همواره با خود حمل می کنند که می تواند باعث تنهایی بیشتر آنها شود.

باید توجه داشت که دوستی سالم بر پایه رابطه ای دوجانبه  بنا می شود که هر دو طرف باید بتوانند هم به دیگری کمک کرده و هم از دیگری کمک بگیرند.ردکردن کمکهای  پیشنهادی دیگران به نوعی دور کردن افراد کمک کننده از خود است.

   تاریخ ثبت: 1394/09/05     |     تعداد بازدید: 827 | |
دیدگاه کاربران
همکاران سایت
  • روانپزشک-رواندرمانگر:دکتر محسن حافظی تحصیلات خود را در پزشکی عمومی در سال 1375 و در رشته تخصص اعصاب و روان در سال 1382 در دانشگاه علوم پزشکی...