در این مقاله درباره چگونگی کنار امدن نوجوانان با مرگ عزیزان شان صحبت می کنیم. نوجوانی مرحله ای دشوار و خاص هست، حالا مرگ عزیزان در این برهه چه تاثیراتی دارد؟

چگونه به نوجوانان برای کنار آمدن با سوگ کمک کنیم؟

هر سال هزاران نوجوان مرگ والدین خود را تجربه می کنند. والدینی که نوجوانان عاشق آن ها هستند. هنگامی که والدین، خواهر و برادر، دوست و نزدیکان یک نوجوان می میرند، نوجوان احساس می کند که فقدان کسی را تجربه می کند که به شکل دادن هویت شکننده او کمک می کرده است؛ در این سن هنوز هویت کاملا شکل نگرفته است و  شکننده است. احساسات ناشی از مرگ عزیزان، تا ابد جزئی از زندگی او می شود.

مراقبت بزرگسالان چه می خواهد والدین باشد چه دوستان، چه معلمان یا مشاوران می تواند به نوجوان در این دوره کمک کند. اگر بزرگترها گشاده رو، روراست و مهربان باشند، تجربه ی فقدان کسی که نوجوان عاشق او بوده است می تواند شانسی  برای آموختن لذت و درد ناشی از اهمیت دادن عمیق به دیگران باشد؛ نوجوان در کنار فقدان کسی که عاشق او بوده است و حالا درد آن را متحمل می شود، عشق و توجه بزرگسال زنده حمایت کننده را هم تجربه می کند.

به خیلی از نوجوانان گفته می شود که " قوی باشید "

واقعا قوی بودن چیست؟ نگفتن از سوگ؟ سکوت؟ درد و دل نکردن و نگریستن؟ اگر این ها نشانه ی قوی بودن هستند، لطفا قوی نباشید.

متاسفانه خیلی از بزرگسالان که توان درک تجارب را ندارند نوجوانان را از بیان سوگ شان دلسرد می کنند. نوجوانان سوگوار انواع نشانه های سوگ در خود را تمام می کنند و وانمود می کنند بهتر هستند در حالیکه آن ها واقعا غمگین و سوگوارند.

وقتی که والدین می میرند، به خیلی از نوجوانان گفته می شود که " قوی باشید " و " ادامه دهید " به خاطر والد زنده خود. ان ها نمی دانند که نوجوانان به علت این فقدان، برای بقا نیاز به حمایت دارند ؛ با وجود این نیاز چگونه می توانند دیگری را حمایت کنند؟

به طور واضح این گونه تعارضات مانع حل شدن سوگ است.

سال های نوجوانی به طور طبیعی و بدون هیچ گونه سوگی هم دشوار است

نوجوانان نه بزرگسال هستند و نه کودک. به جز دوران اولیه رشد، هیچ دورانی به اندازه نوجوانی سرشار از تغییر نیست. گویی نوجوان از امنیت کودکی رها می شود. نوجوانی، پروسه رها شدن از والدین است. مرگ والدین یا خواهر و برادر می تواند به خودی خود تجربه نابود کننده ای باشد، حالا تصور کنید که نوجوانی هم مرحله ای دشوار هست. در یک زمان نوجوان با فشارهای روانشناختی، جسمی و سایر فشارها مواجه است. وقتی که نوجوان با مرگ والدین یا کسانی که او عاشق آن هاست مواجه می شود و فشارها چند برابر می شوند.

در حالیکه نوجوان سعی می کنند که یک " زن " یا " مرد " به نظر برسند، نیاز دارند تا حمایت عاطفی دریافت کنند در طول زمانی که بر روی سوگ خود کار می کنند. تصور نکنید اگر جسم آن ها بالغ شده است، آنان بالغ شده اند.

نوجوانان اغلب مرگ را به صورت ناگهانی تجربه می کنند

سوگ نوجوانان اغلب ناگهانی اتفاق می افتد زیرا آنان اغلب پدر و مادر مسنی ندارند و ممکن است بر اثر مرگ ناگهانی بمیرند. مرگی غیر منتظره! مثلا ممکن است پدر یا مادر بر اثر سکته قلبی بمیرند یا برادر و خواهر بر اثر تصادف ناگهانی بمیرند یا مثلا دوست آن ها خودکشی کند. طبیعت این طور مرگ ها اغلب منجر به شوک و ناباوری می شود. به مدت طولانی نوجوانان احساس می کنند این اتفاقات غیر واقعی است زیرا ناگهانی بوده اند.

ممکن است از نوجوان حمایت نشود

تعداد زیادی از مردم حدس می زنند که نوجوانان دارای حمایت دوستان و خانواده خود هستند و این حمایت ادامه خواهد یافت. در واقعیت این می تواند درست نباشد. نبود حمایت اغلب به انتظارات اجتماعی از نوجوان مربوط است.

آن ها معمولا انتظار دارند که بزرگ شده باشند و سایر اعضای خانواده را حمایت کنند مخصوصا والد زنده یا پدر و مادر را. به خیلی از نوجوانان گفته می شود که " حالا تو باید مراقب خانواده ات باشی " آن موقع نوجوان  برای مراقبت از خانواده احساس مسئولیت می کند، در این صورت فرصت سوگواری پیدا نمی کند.

گاهی ما احساس می کنیم که نوجوانان از همسالان خود آرامش می گیرند، ولی زمانی که مرگ اتفاق می افتد می بینیم که این احساس ما درست نیست. این طور به نظر می رسد در حالیکه فقط دوستانی می توانند کمک کنند که مرگ را تجربه کرده باشند. گاهی واکنش نوجوانان به مرگ این است که کسی را که از دست داده اند به طور کامل نادیده می گیرند و این گونه در واقع نا امیدی خود را نشان می دهند.

اگر در رابطه نوجوان و والد از دست رفته تعارض باشد

نوجوانی که برای استقلال خود می کوشد اغلب دچار تعارض با خانواده می شود. به طور طبیعی این مرحله به صورت بی ارزش سازی افکار یا خود والدین است. مثلا نوجوان فکر می کند که والدش او را نمی فهمد، قدیمی فکر می کند یا روش او دیگر کاربردی نیست.

اگر والد در زمانی که نوجوان به صورت جسمی و روانی والد را از خود می راند بمیرد، احساس گناه ایجاد می شود و انگار کار ناتمامی وجود دارد. در این برهه طبیعی است که نوجوان فاصله ایجاد کند و پروسه سوگ پیچیده تر می شود.

نشانه هایی که نشان می دهند نوجوان به کمک بیشتری نیاز دارد

همان طور که بحث کردیم، علل زیادی وجود دارد که سوگ طبیعی را تبدیل به سوگ غیر طبیعی کند. برخی از نوجوانان در دوران سوگ به صورت نامناسبی رفتار می کنند و می جنگند. برخی از این رفتارها و حالت های غیر طبیعی را بررسی می کنیم:

نشانه هایی از افسردگی مزمن، مشکل در خواب، بی قراری و کاهش عزت نفس

مشکلات تحصیلی یا بی تفاوتی در فعالیت های مدرسه

تخریب رابطه با خانواده و دوستان

رفتارهای ریسکی مانند سوء مصرف مخدر، الکل، رفتارهای خطرناک جنسی

انکار درد برای وانمود کردن به قدرت و بلوغ

برای کمک به نوجوان سوگوار که لحظات دشواری برای کنار آمدن با فقدانش دارد، باید طیف های مختلف کمک های درمانی بررسی شود.

مشاوران مدرسه، گروه های مذهبی، درمانگران و سایر کمک های درمانی مناسب نوجوانان هستند. آن ها به بزرگسالان نیاز دارند برای حمایت. بهترین کمک به نوجوان این است که به او امنیت دهید زیرا او لحظات سختی را می گذراند.

اهمیت نقش بزرگسالان

نحوه ی پاسخ دهی بزرگسالان به نوجوان وقتی که در حال گذراندن سوگ است، بر نحوه واکنش او به مرگ تاثیر می گذارد. گاهی بزرگسالان در مورد سوگ صحبت نمی کنند تا حواس نوجوان را پرت کنند تا او غمگین نشود. واقعیت این است که به هر حال نوجوان سوگوار است.

اغلب نوجوانان نیاز به حمایت بزرگسالان دارند تا بزرگسالان نشان دهند که این طبیعی است که نوجوان غمگین است و احساسات زیادی دارد درباره ی کسی که مرده است. این لازم است که آنان بدانند این سوگی که در این برهه تجربه می کنند تا آخر این گونه باقی نمی ماند. اگر مرگ انکار شود، نوجوان رنج خواهد برد از جدا شدن از احساساتی که باید همراه با سوگ باشد تا حل شود. بدتر از آن احساس تنهایی در سوگ است.

آگاهی از گروه های حمایت کننده در دوران سوگ

به نظر می رسد که گروه های حمایتی یکی از بهترین روش ها برای کمک به نوجوان سوگوار است. این گروه ها به نوجوان اجازه می دهند و او را تشویق می کنند تا از سوگ خود بگوید هر وقت که می خواهد. در این سیستم و رویکرد نوجوانان بیشتر تمایل خواهند داشت تا بگویند که مرگ منجر به تغییراتی در زندگی شان شده است برای همیشه. شما می توانید کمک کنید که آن ها این گروه ها را بیایند و کمک بگیرند. این تلاش شما ارزشمند است.

اهمیت فقدان را درک کنید

به یاد داشته باشید که برای نوجوان، مرگ کسی که عاشق او هست، شوکه کننده ترین اتفاق است. نتیجه این اتفاق این است که گویی نوجوان در حال بازسازی زندگی خود است. اهمیت سوگ او را درک کنید و در تمام مراحل دلسوز باشید.

سوگ خیلی پیچیده است. از نوجوانی به نوجوان دیگر متفاوت است. مراقبت بزرگسالان از نوجوان به صورت حمایت و دلسوزی بسار مهم است. ارتباط مناسب برقرار کردن بسیار مهم است. بگویید که برای سوگ خود خجالت زده نباشد و آن را پنهان نکند. او باید بداند که سوگ مرحله ای طبیعی است.

نوجوان باید مرحله سوگ را رد کند و چه بخواهد چه نخواهد این مرحله وجود دارد. این اهمیت و توجه بزرگسالان است که باعث می شود او سوگ را چگونه بگذارند.

در این دوران آسیب زننده و دشوار، مهربانی و دلسوزی بزرگسالان کمک کننده است. رفتار بزرگسال در اون دوره می تواند برای رشد نوجوان ارزشمند باشد.

   تاریخ ثبت: 1394/08/11     |     تعداد بازدید: 1399 | |
دیدگاه کاربران
همکاران سایت
  • روانپزشک-رواندرمانگر:دکتر محسن حافظی تحصیلات خود را در پزشکی عمومی در سال 1375 و در رشته تخصص اعصاب و روان در سال 1382 در دانشگاه علوم پزشکی...