ابتدا بهتر است درباره مراحل متداول سوگواری در بزرگسالان صحبت کنیم و در مقاله ی بعد به کنار آمدن نوجوانان با مرگ والدین بپردازیم. در مقاله قبلی به تاثیر مرگ والدین بر کودکان زیر شش سال پرداختیم که دنیای آن ها و نگاه شان به مرگ کاملا متفاوت از بزرگسالان است گر چه آنان هم سوگوار می شوند. در این مقاله درباره تاثیر کلی مرگ والدین و مرگ عزیزان بر اعضای خانواده صحبت می کنیم تا با این پیش زمینه در مطلب بعدی به صورت تخصصی بر کنار آمدن نوجوانان با سوگ تمرکز کنیم.


 وقتی پدر، مادر یا عزیزان مان را از دست می دهیم، خداحافظی از آنان یکی از دشوارترین کارهایی است که در زندگی انجام می دهیم. مرگ پدر و مادر اتفاقی است که تقریبا هر کسی با آن مواجه می شود.

بهترین حالت، یعنی حالت ایده آل، زمانی است که پدر و مادر تا سن بالا عمر می کنند و فرد می تواند خودش را برای این فقدان آماده کند. البته هیچ کدام از ما هیچ وقت برای مرگ آن ها کاملا آماده نیستیم ولی مرگ غیر منتظره با مرگ در سن بالا و بر اثر بیماری به خاطر کهولت سن متفاوت است. در مواقع دیگر مرگ والدین غیر منتظره است و یا آنان در سن جوانی می میرند و ناخواسته فرزندان و عزیزان شان را ترک می کنند.

از دست دادن والدین به معنی از دست دادن کودکی و بخشی از خودمان است در حالیکه مقصر نیستیم ولی این درد را متحمل می شویم. هیچ پیوند و رابطه ای شبیه رابطه والد و فرزندی نیست.

یک متخصص و استاد در زمینه سوگ  درباره از دست دادن والدین می گوید:

" الان شما مجبور هستید با فقدان عشق والد تان و فقدان توجه او به شما که منحصر به شما بوده است، کنار بیایید. عشق و توجهی که شما به آن وابسته بوده اید و به هر حال حق مسلم شما بوده است. "

ما به والدین خود وابسته ایم. والدین از ما مراقبت و حمایت می کنند. آنان از ما حمایت معنوی می کنند و درباره ی زیستن در این دنیا ما را آگاه می کنند. آنان درک و نگرش ما از خودمان را شکل می دهند.

شرایط مرگ والدین بر شدت سوگ فرد تاثیر می گذارد. این فاکتورها شامل رابطه سابق و کنونی فرد با والد و سن او در زمان مرگ والد است. زمان مرگ همچنین بر واکنش بازماندگان موثر است. آیا مرگ ناگهانی بوده؟ آیا او مدت ها از بیماری رنج کشیده است؟

سوگ بزرگسالان بر اثر فقدان والدین

وقتی که والدین می میرند، چه مسن باشند و بیمار چه جوان باشند و با مرگی غیر منتظره بمیرند، فرزندان پس از مرگ ان ها با یک طیفی از احساس پوچی ، تنهایی، گناه و خشم دست و پنجه نرم خواهند کرد.

متداول ترین احساسات و طبیعی ترین واکنش های فرزندان بر اثر مرگ والدین شامل:

سردرگمی؛

اضطراب؛

ندامت؛

ترس؛

ناکامی؛

حسرت؛

و افسردگی است.

پس از پذیرش مرگ والدین قاعدتا فرد پنج مرحله ی سوگ را باید بگذراند.

پنج مرحله متداول سوگ عبارتند از:

انکار، اگر درباره ی تصادف وحشتناک، مرگ ناگهانی یا تشخیص بیماری خودتان یا نزدیکان تان بشنوید و انکار کنید کاملا طبیعی است. در ابتدا این مسائل باور نکردنی به نظر می رسند. شوکه شدن و بی حسی دو احساس طبیعی هستند. پس از تحلیل رفتن تدریجی و کمتر شدن شوک اولیه، احساس درد، غم و گناه در این مرحله محسوس می شود.

عصبانیت، این مرحله سخت ترین مرحله برای مدیریت است. وقتی که بازماندگان متوجه می شوند که مرحله ی انکار نمی تواند گزینه طولانی مدتی باشد، عصبانیت ایجاد می شود. در این مرحله فرد سوگوار حمایت کسی را نمی پذیرد و هر گونه حمایتی را رد می کند. طبیعت انسان می خواهد هر کسی و هر چیزی را برای این فقدان سرزنش کند. سوالی که افراد در این مرحله از خود می پرسند این است که " چرا من؟ "

چانه زنی، این مرحله بیشتر در افرادی متداول است که  دچار بیماری لاعلاج شده اند و مرگ را در خانواده خود تجربه کرده اند. کوبلر راس اعتقاد دارد که این مرحله، ادامه ی مرحله عصبانیت است. چانه زنی تقریبا همیشه یک گفت و گو با تمام قدرت است؛ فرد تمام تلاشش را می کند تا در مقابل احتمال مرگ بایستد.

افسردگی، مرحله چهارم بیشترین قابلیت را دارد تا سوگ را تبدیل به سوگی ناتوان کننده کند. وقتی که فرد بیماری لاعلاج خود را می پذیرد، مرگ خود را قبول می کند و کاملا دچار نا امیدی می شود و در واقع در این مرحله قرار می گیرد. خیلی مهم است که متوجه تفاوت بین غمگینی طبیعی ناشی از فقدان و افسردگی بالینی ( این نوع افسردگی نیاز به درمان دارد)بشویم.

حتی اگر این مرحله دیرتر از زمانی که ما انتظار داریم ایجاد شود یا بیش از حدی که همه تصور می کنند ادامه یابد، مرحله ای طبیعی است و کوبلر راس می گوید که باید در خلال کار درمانی حل شود. احساساتی مانند ناامیدی، پوچی، و احساساتی مانند کناره گیری و غمگینی شدید در طول این مرحله طبیعی هستند.

پذیرش، پذیرش آخرین مرحله سوگ است. این مرحله ای در سوگواری است که هر کسی برای رسیدن به آن تلاش می کند. در این مرحله فرد با خودش صلح می کند. و خودش را آماده می کند تا با آرامش از آن عبور کند. وقتی سوگواری برای کسی باشد که عاشق او بوده ایم، فرد سوگوار خواهد توانست با فرد مرده در صلح قرار گیرد در این مرحله؛ او که در مرحله ی خشم از دست او عصبانی بود حالا با او در صلح است و می پذیرد که او ناخواسته رفته است. افراد به زندگی بر می گردند البته هر کسی به شیوه ای.

   تاریخ ثبت: 1394/07/29     |     تعداد بازدید: 3550 | |
دیدگاه کاربران
همکاران سایت
  • روانپزشک-رواندرمانگر:دکتر محسن حافظی تحصیلات خود را در پزشکی عمومی در سال 1375 و در رشته تخصص اعصاب و روان در سال 1382 در دانشگاه علوم پزشکی...