در این مقاله خصوصیات افرادی که خشم خود را به گونه ای نهفته ابراز کرده و باعث ایجاد عصبانیت در دیگران می شوند مورد بررسی قرار گرفته و سپس راهکارهایی برای مواجهه با انها بیان شده است. 

خشم منفعلانه و راهکارهای برخورد با آن

یکی از روشهای ارتباطی که می تواند مشکل ساز باشد و از طرفی شناسایی آن آسان نیست همین روش نشان دادن خشم از راهی دیگر است.ممکن است همه با افرادی مواجه شده باشید که ظاهرا هیچ وقت عصبانی نیستند ولی رفتارشان همه را عصبانی می کند.در واقع این افراد در انتقال عصبانیت خود به دیگران مهارت خاصی دارند و در مرحله بعد طرف مقابل را به دلیل عصبانی شدن سرزنش می کنند.البته لازم به ذکر است که این افراد ممکن است خودشان هم از عصبانیت خود اگاهی نداشته باشند.این نوع رفتار در اختلال شخصیت خودشیفته،اختلال شخصیت مرزی، و سوئ مصرف کنندگان مواد دیده می شود.

در ابتدا برخی از رفتارهای رایج این افراد را مطرح خواهم کرد و سپس راهکارهایی برای برخورد با این افراد ارائه خواهم کرد:

  • این افراد اثرات رفتار خود بر دیگران را انکار می کنند و همیشه دیگران را مقصر جلوه می دهند.حتی قولهای خود را انکار کرده یا ان را به گونه ای دیگر نشان می دهند.
  • یکی دیگر از روشهای این افراد در تخلیه خشم خود فراموش کردن وظایفی است که بر عهده انها می گذاریم.به عنوان مثال فراموش می کند داروهای همسرش را بخرد یا غذایی را درست می کند که همسرش دوست نداردو بعد عذرخواهی می کند که یادش نبوده است.
  • این افراد کارهای خود را در موعد مقررشده انجام نمی دهند و به قول و قرار خود پایبند نمی مانند.حتی اگر بیکار باشند دیگران بیش از خودشان برای انها به دنبال کار می گردند.
  • روش دیگر این افراد کارشکنی است.به عنوان مثال هر برنامه ای که برای تفریحات می ریزید با مخالفت انها مواجه می شود بدون انکه راهکار جدیدی ارائه دهند.
  • این افراد موضع واحدی اتخاذ نمی کنند و مرتب نظر خود را تغییر می دهند. به همین دلیل رسیدن به تنیجه ای مشخص در گفتگو با این افراد کار سختی است.
  • همانطور که قبلا هم گفتم این افراد معمولا خشمگین نمی شوند. در واقع در کودکی به این افراد اجازه داده نشده است که جسارت خود را نشان دهند و تنها راهی که یاد گرفته اند ابراز خشم با رفتارهای مقابله جویانه است.
  • یکی دیگر از مشخصه های این افراد آن است که وظایف خود را به گونه ای ناقص انجام می دهند که معمولا مجبورید ان کارها را مجددا خودتان انجام دهید.در واقع آن قدر کارهای محوله را بد انجام می دهند که ترجیح می دهید وظایف انها را هم خودتان به عهده بگیرید.
  • این افراد با تاخیرهای مکرر خود دیگران را عصبانی می کنند.برای رفتن به مهمانی همه اماده اند ولی او مشغول کار با کامپیوتر است و بقیه باید منتظر باشند.
  • این افراد همیشه در حال غرزدن هستند،از دیگران انتقاد می کنند،مراجع قدرت را زیر سوال می برند، و به موفقیتهای دیگران رشک می برند.
  • این افراد همیشه نقش مظلوم و قربانی را ایفا می کنند و معتقدند که دیگران انها را درک نکرده و باعث بدبختیشان شده اند.
  • این افراد بیش از هرکسی وابسته اند ولی از وابستگی خود اطلاعی ندارند ضمن انکه سعی دارند خلاف آن را نشان دهند.علی رغم انکه وابسته اند ولی از صمیمیت و نزدیکی فرار می کنند.اگر به دقت زندگی انها را مورد بررسی قرار دهید متوجه می شوید که بسیاری از وظایف انها و حتی امورات مالی انها  توسط والدین شان انجام می گیرد.
  • این افراد حاضر نیستند در مورد مسایل زندگی خود با دیگران بحث کنند و اغلب با کنایه هایی نظیر اینکه "شما درست میگی""بحث لازم نیست" و... از زیر بار بحث در می روند.
  • این افراد ممکن است به گونه ای رفتار کنند که به دیگران اسیب وارد شود ولی ان را یک سهل انگاری نشان دهند.مثلا غذایی برای مهمان درست کنند که می دانند به ان حساسیت دارد.

مهمترین نکته در برخورد با این افراد آن است که تشخیص دهید با چنین فردی روبرو هستید.اگر در مواجهه با فردی چندتا از خصوصیات بالا وجود داشت و در خودتان احساس عصبانیت یا گیجی دیدید احتمالا با چنین فردی مواجهید.

بسیار مهم است که واکنشی عمل نکنید.سعی کنید نق نزنید.این همان چیزی است که طرف مقابل می خواهد تا شما را به عنوان فردی بهانه گیر مورد سرزنش قرار دهد.از سرزنش و نصیحت کردن این افراد هم اجتناب کنید.سعی کنید نقش والد برای این افراد به خود نگیرید.

سعی کنید در برخورد با این افراد جسارت داشته باشید و مشکلات فی مابین را خیلی واضح و روشن مطرح کنید البته به گونه ای که موجب شرمساری وی نشود.توقعات خودتان را مستقیما به او بگویید و تاثیر رفتار او بر احساسات خودتان را برایش شرح دهید.خیلی مهم است که وظایف او را بر عهده نگیرید و او مجبور شود مسئولیتهای خودش را بپذیرد.اگر به او نق بزنید و در عین حال وظایفش را به عهده بگیرید شبیه والدینی عمل کرده اید که فرزندانی بی مسئولیت پرورش می دهند.  

   تاریخ ثبت: 1394/05/02     |     تعداد بازدید: 1085 | |
دیدگاه کاربران
همکاران سایت
  • روانپزشک-رواندرمانگر:دکتر محسن حافظی تحصیلات خود را در پزشکی عمومی در سال 1375 و در رشته تخصص اعصاب و روان در سال 1382 در دانشگاه علوم پزشکی...