توصیه هایی به والدین درباره ی رفتار مناسب با کودکان پس از جدایی شان

پنج اشتباه بزرگی که والدین پس از جدایی در مورد فرزندشان می کنند

تفکیک کردن کار دشواری است. مخصوصا برای بچه ها سخت است که مسائل را از هم تفکیک کنند و مشکلات پدر و مادر را درک کنند. آن ها فکر می کنند که با جدایی پدر و مادر بدترین ضربه به آنان وارد شده است.

برخی از کودکان می خواهند میانجی گری کنند تا صلح را برقرار کنند. حتی برخی از کودکان در سوگ والدی که یکدفعه خانه را ترک کرده است، خواهند نشست. گاهی کودکان مجبور هستند که به والدی که با او زندگی می کنند کمک کنند. کودک به والدی که به تازگی جدا شده است در کارهایی مانند غذا پختن، تمیز کردن خانه و ... کمک می کند زیرا پدر یا مادر مسئولیت هایی بیش از گذشته دارد.

خیلی از کودکان دردها و رنج های وارد آمده را که بر اثر جدایی والدین به وجود آمده است با خود به دوره ی نوجوانی می برند. والدین اگر بتوانند قبل از جدایی نهایی و ثبت آن با بچه ها رفتار درست کنند و به آنان توضیحات در حد سنشان بدهند تا حدی از آسیب جلوگیری می کنند.

دکتر گری نیومن راه حل هایی پیشنهاد می کنند برای جلوگیری از آسیب احساسی کودکان در مراحل جدایی والدین و پس از آن.

فرزند خود را خبر رسان  نکنید

پس از جدایی، پدر و مادر باید در مورد فرزند خود با هم صحبت کنند. این برای تربیت و مدیریت فرزندان الزامی است. بهتر است از راه هایی برای ارتباط با همسر سابق استفاده شود که کمترین استرس را به فرزندتان یا خودتان وارد کند. طوری نباشد که او را خبر رسان کنید و این تصور برایش ایجاد شود که شما نمی توانید اوضاع را مدیریت کنید.

یکی از بهترین روش های ارتباطی امروزه ایمیل است. شما می توانید از طریق ایمیل با همسر سابق خود در ارتباط باشید. این روش به شما امکان می دهد که درباره ی نکات تربیتی کودک تان با یکدیگر صحبت کنید بدون اینکه زخم های قدیمی و کهنه باز شود و کودک شما آزار ببیند. همچنین ایمیل راه ارتباطی ثبت شده است که حتی می توان در مواردی به دادگاه تحویل داد. بنابراین والدین باید در استفاده از ایمیل هم محتاط باشند.

ممکن است که شما بگویید که من می خواهم از طریق تلفن یا در دیدار شخصی با همسر سابق خود حرف بزنم. مشکلی نیست ولی وقتی با او دیدار دارید یا تلفنی صحبت می کنید سعی کنید راجع به وظایف تان و مسائل کودک تان حرف بزنید. سعی کنید که طعمه ی خشم یا عصبانیت همسر سابق خود قرار نگیرید.

وقتی او احساساتی و عصبانی است یا گلایه می کند به او بگویید که " من قدردان زحمات تو هستم ولی الان من و تو برای مسائل فرزندمان با هم صحبت می کنیم. حتی اگر برای تو سخت هست سعی کن به این بپردازیم نه مسائلی که تمام شده و مربوط به گذشته هست. این برای سلامتی روان فرزند ما بهتر است. "

فرزندتان را درمانگر خود نکنید

نوجوانان تمایل به کنترل کردن دارند. جدایی والدین دنیای آن ها را بر عکس می کند و باعث می شود که احساس کنند بر اوضاع کنترل ندارند.

باید مراقب باشید که با بچه های بزرگترتان مسائل خصوصی ، جزئیات جدایی، خشم و مشکلتان را مطرح نکنید. اضطراب خود آنان و تمایلشان به کنترل اوضاع باعث می شود که مشکلات را درک کنند ولی شما باید نقش والدین را داشته باشید. آن ها نباید مشکل و غمگینی شما را حل کنند.

شما باید از بیرون کمک بگیرید. اگر نیاز به درمانگر دارید حتما تحت درمان قرار بگیرید. اینکه فرزندتان را قاضی کنید و دادگاه تشکیل بدهید جز آسیب جدی به او کاری نکرده اید.

سعی کنید که فرزندتان را درک کنید

کودکان دوست دارند که درک شوند. پس از جدایی هم ممکن است که آنان آشفته باشند. به آنان گوش دهید. به آن ها نگویید که به چی فکر می کنی؟ شنونده باشید که خود او هر چه می خواهد بگوید.

حتی اگر دشوار هست هرگز از همسر سابق خود در مقابل فرزندتان انتقاد نکنید. انتقاد از همسر سابق شما مانند انتقاد از فرزندتان است. این حس را به او می دهید. دقیقا به چیزی که به شما می گویند پاسخ دهید. حاشیه نروید. مثلا او متوجه شده است که پدر او در شرف ازدواج است و برای شما درد و دل می کند. به جای انتقاد به او بگویید که " مثل اینکه از ازدواج پدر ناراحت هستی. " لازم نیست مشکل او را حل کنید. به عنوان پدر یا مادر او را خوب بشنوید.

زبان او نشوید و به او نگویید که چه بگو و چه چیزی نگو. به عنوان پدر یا مادر او به او پیشنهاد کنید که " احساساتت را درباره ی موضوع جدید به پدرت بگو."  وقتی که او خواست بگوید شما این پیشنهاد را بدهید. با احساسات فرزندتان همدلی کنید.

التیام و آرامش با وجود رابطه ی عاشقانه شما با فرزندتان و شنیدن او ممکن است.

فرزندتان در درجه ی سوم نباشد

از او نظر بخواهید درباره ی تفریح و ... از او در مورد مسائل مختلف نظر خواهی کنید. فرزندتان را با همسر سابق تان به تفریح بفرستید. برای او تعیین تکلیف نکنید که در زمان استراحتش چه کاری بکند. بگذارید خود او برنامه ریزی کند و شما و همسر سابقتان برای او تصمیم نگیرید.

نباید فرزندتان را در مضیغه قرار دهید تا از نظر احساسی بین شما و همسر سابقتان در فشار باشد. نباید احساس کند برایش تصمیم می گیرید. اقتدار و اهمیت به تربیت کودک هیچ منافاتی با آزادی او در تصمیم گیری ندارد. می گوییم نفر سوم نباشد زیرا نباید شما و همسر سابق تان برای هر مسئله ای در زندگی او تصمیم بگیرید و او نفر سومی باشد که فقط می شنود و حق تصمیم گیری ندارد. این به معنای تربیت نکردن و اقتدار نداشتن نیست.

اشتباهات گذشته ی خود در قبال فرزندتان را جبران کنید

خیلی از والدینی که جدا شده اند ناخواسته اشتباهاتی را در قبال فرزندشان مرتکب می شوند. آیا برای جبران اشتباه شما دیر است؟ خیر.

بچه ها به طور قابل ملاحظه ای می بخشند. حداقل تا زمانی که به دوران خاص نوجوانی و خشم زیاد برسند راحت تر می بخشند. مهم این است که پس از اشتباهات خود کارهای زیر را انجام دهید.

از آن ها عذرخواهی کنید. به او بگویید که بابت کاری که در گذشته کرده اید متاسف هستید.

با جزئیات توضیح دهید که چرا اشتباه کردید و بگویید که تصمیم دارید روش خود را تغییر دهید.

مثلا از فرزندتان بخواهید که از این به بعد اگر اشتباه کردید به شما علامت بدهد . مثلا دستش را بالا بگیرد. اگر شما پشت سر همسر سابق خود انتقاد کردید، او دستش را بالا بگیرد تا متوجه شوید که اشتباه کردید.

   تاریخ ثبت: 1394/04/13     |     تعداد بازدید: 2146 | |
جمشیدی |   1394/04/13 21:15:03   |
علاوه بر نکاتی که گفته شده، یک مساله ی دیگر هم که میتونه تاثیر بدی داشته باشه، اینه که والد به فرزند میگه به خاطر تو جدا شدم یا به پای تو نشستم و ازدواج نکردم. این حرفها باعث میشه فرزند مسئولیتی رو احساس کنه که اساسن هیچ ربطی به او ندارد. عمومن فرد برای جدا شدن از والد و رسیدن به خواسته های خودش حس عذاب وجدان میگیره و انقدر این حس درونی و سخت هست که تمام زندگی فرد رو تحت تاثیر قرار میده
دیدگاه کاربران
همکاران سایت
  • روانپزشک-رواندرمانگر:دکتر محسن حافظی تحصیلات خود را در پزشکی عمومی در سال 1375 و در رشته تخصص اعصاب و روان در سال 1382 در دانشگاه علوم پزشکی...