در این مقاله به تاثیر تجربیات گذشته بر زندگی کنونی افراد می پردازیم. آیا تجربیات منفی گذشته در زندگی کنونی ما موثرند؟ چرا و چگونه؟

آیا تجربیات گذشته به زندگی کنونی ما آسیب می زنند؟

آیا تا به حال برای شما پیش آمده است که دچار خلق و خوی افسرده شوید و نتوانید کاملا دلیل آن را کشف کنید؟ بنابراین شما برای یافتن علت حال و هوای غم آلودتان تلاش می کنید ولی علت را نمی یابید.

ممکن است شما خودآگاه به یاد نیاورید که چه اتفاقی افتاده است. ممکن است روز و تاریخ آن اتفاق منفی را به یاد نیاورید ولی آن احساسات با شماست.
همه ما لحظاتی در زندگی داشته ایم که ما را تغییر داده است. این اتفاقات توانایی این را دارند که تا کنه وجود ما رسوخ کنند و آزارمان دهند و می توانند زندگی ما را در یک دوره ای به سرعت تغییر دهند. مرگ، جدایی و خیانت می توانند این که ما چه کسی هستیم و چگونه به دنیا می نگریم را تغییر دهند. حتی وقتی که ما از آن اتفاقات گذر می کنیم، تاثیرات شان باقی می ماند. شما نمی توانید معصومیت از دست رفته را به دست آورید یا اوضاع را درست کنید و به حالت قبل بازگردانید.

صرفا دانستن اینکه لحظات قابل توجه منفی و مثبت، توانایی تغییر ما را دارند آسان است. آن لحظات می توانند تاثیراتی بگذارند که آگاهانه از آن ها خبر نداشته باشیم. ولی دانستن عمق آن تغییرات و احساسات ناشی از آن ها راحت نیست.

آیا اتفاقات می توانند بر احساسات و رفتار ما موثر باشند وقتی حداقل ما انتظار آن را داریم؟

واکنش احساسی به روز یا زمانی خاص به " واکنش سالگرد " معروف است. این واکنش به ضربه یا ترومای قبلی و یا نتیجه احساسات و سوگ حل نشده است. این واکنش حداقل چند روز یا چند هفته ادامه پیدا می کند. گاهی یک تاریخ خاص جرقه شروع این حال است. مثلا یک مردی وقتی به سنی می رسد که پدرش در آن سن به خصوص مرده است، او مضطرب و نگران می شود.

خیلی اوقات این اتفاقات قابل پیش بینی هستند مثلا سالگرد اولین جدایی یا مرگ عزیزان. گاهی هم نشانه خاصی برای این حال وجود ندارد.

وقتی سوگ حل نمی شود، احساسات در آینده دوباره اتفاق می افتند تا حل شوند. حتی ممکن است دقیقا در آن زمان خاص اتفاق نیفتند. حتی ممکن است وقتی لذت می بریم و خوشحال هستیم، اتفاقات برایمان باز گردند و تکرار شوند.

مثلا ممکن است در مراسم ازدواج مان یاد جدایی تلخ گذشته بیفتیم. یا مثلا در مراسم جشن ارتقا یکی از دوستان مان یاد بی کفایتی خودمان بیفتیم. بنابراین فقط در سالگرد سوگ این احساسات باز نمی گردند.

تا زمانی که این واکنش ها ناخواسته هستند این احساسات ما را به سمتی سوق می دهند تا آن ها را حل کنیم.

این احساسات مانند پنجره ای هستند که مناطق حل نشده زندگی مان را به ما نشان می دهند. ممکن است شما بتوانید تروماها و دردهای گذشته را انکار کنید ولی نخواهید توانست این مناطق را انکار کنید. ذهن ما توانایی ذخیره و طبقه بندی اتفاقات را دارد همان طور که توانایی فوق العاده ای در به یادآوردن لذت ها دارد همان قدر هم توانایی به یاد آوردن دردها را دارد. در واقع پوششی که با انکار ساخته ایم پاره می شود و خواه ناخواه با احساسات مواجه می شویم.

وقتی بعد از اتفاقات ناگوار زمان می گذرد، بهانه آوردن برای احساسات و رفتارها آسان تر است تا ریشه یابی. حتی ممکن است احساسات شما بر اطرافیان تاثیر بگذارد. مثلا خشم شما از جدایی تان یا همسر سابق تان در بحثی با خواهر یا برادرتان خودش را نشان بدهد. مشکل اصلی خیلی عمیق تر است ولی شما با صرف احساساتی کمتر بر مسائل مختلف سعی می کنید احساسات تان را منحرف کنید ولی احساسات اصلی تان عمیق تر هستند.

چند مثال از نبردهای کوچک بین شما با نزدیکان تان به علت حل نشدن مشکلات گذشته:

مثلا وقتی همسر شما دیر می کند راحت تر است که سر دیر کردن به او گیر بدهید تا اینکه از احساس عمیق طولانی مدت تان از شکستن اعتمادتان توسط او گلایه کنید بنابراین وقتی دیر می آید به او می گویید که تو هیچ وقت به موقع نمی آیی! تو همیشه من را در اولویت بعدی قرار می دهی.

 

ما بحثی را شروع می کنیم که در آن برنده باشیم و از دردهای سالیان گذشته خودداری می کنیم. مثلا مادری که نسبت به نیازهای ما بی تفاوت بوده است و اهمیت کافی به ما نداده است را بر سر تغییر ساعت شام بدون هماهنگی با ما، ملامت می کنیم. به جای اینکه از خشم سالیان خود بگوییم می گوییم " تو بدون سوال کردن از من ساعت شام را تغییر دادی. تو هیچ وقت برنامه های من را در نظر نمی گیری."

در واقع شما نگران هستید اگر درباره همسر قبلی تان حرف بزنید یا دردهای گذشته خود را بگویید مردم شما را سرزنش کنند و یا اصلا نمی خواهید بدانند که هنوز اذیت می شوید و به آن مشکلات یا افراد فکر می کنید. مشکل این است که شما فکر می کنید مشکلات و دردهای گذشته قابل حل نیست. مثلا توبیخ همسرتان برای انتخاب یک چیز بدون هماهنگی با شما و ملامت او برای در نظر نگرفتن شما در انتخاب ها راحت تر از پرداختن به ریشه مشکلاتی است که مدت ها باعث رنج شما شده است.

هر چه دردهای گذشته را به عقب هل دهیم و نخواهیم آن ها را حل کنیم واکنش های سالگرد بیش تر می شوند. گاهی این واکنش ها قابل پیش بینی هستند و در زمان خاصی اتفاق می افتند گاهی هم قابل پیش بینی نیستند. گاهی سوگ حل نشده دوام دارد حتی وقتی به آن فکر می کنید بنابراین باید پیش مشاوری حاذق بروید تا برای شما حل شود. راهی بیابید تا با صلح با گذشته به آرامش برسید.

   تاریخ ثبت: 1394/11/22     |     تعداد بازدید: 835 | |
دیدگاه کاربران
همکاران سایت
  • روانپزشک-رواندرمانگر:دکتر محسن حافظی تحصیلات خود را در پزشکی عمومی در سال 1375 و در رشته تخصص اعصاب و روان در سال 1382 در دانشگاه علوم پزشکی...