آیا روابط متعدد نشان دهنده اعتیاد به عشق است؟ آیا اعتیاد به عشق شبیه اعتیاد به مواد مخدر است؟

آیا مراجع شما اعتیاد به عشق دارد؟

کار با افرادی که چالش زیادی با روابط عاشقانه دارند، در انتخاب، دلبستگی و صمیمیت مشکل دارند و به دنبال عشقی خاص می گردند و دچار اعتیاد در عشق هستند ( اعتیاد به روابط رمانتیک، اعتیاد به رابطه) بسیار دشوار است.

این افراد متوجه می شوند که دوستان و اطرافیان شان روابط عاشقانه ارضا کننده دارند ولی این ها در چرخه ای جنون آمیز از رابطه ای به رابطه دیگر می روند تا عشق را بیابند. آن ها به دنبال فرد خاصی هستند تا به این افراد حس کامل و ارزشمند بودن بدهد. آنان عاشقی همیشگی می خواهند. نگاه شان به عشق هم نگاهی خاص هست.

کسانی که اعتیاد به عشق دارند در واقع دنبال عشق نیستند بلکه به دنبال حس نخستین روزهای یک رابطه یا احساسی شور انگیز هستند. این جست و جو شبیه فرار از روابط عاطفی واقعی است.

کلمه limerence در این جا استفاده شده است که معادل فارسی آن را با توضیحی شرح می دهم. Limerence توسط فعل و انفعالات نورون های مغزی و ترشحات انتقال دهنده های عصبی (ترشح دوپامین همراه با ترشح اکسی توسین، آدرنالین، سروتونین و انواع مختلف اندورفین ) اتفاق می افتد.  اگر این ها را گفتیم می خواهم بدانید که این مکانیسم چه قدر شبیه فعل و انفعالات مغزی در اعتیاد به مواد مخدری چون کوکائین و هروئین است. این خیالبافی های عاشقانه توسط این فعل و انفعالات رقم می خورد. بنابراین آیا تعجبی دارد که این افراد همیشه خیالبافی زیادی راجع به اولین دیدار و شور ناشی از آن دارند؟

چیزی که معتادان به عشق نمی توانند درک کنند این است که limerence یک روش انطباقی در رابطه عاشقانه نیست. در واقع وسیله ای است که باعث اتصال کوتاه مدت افراد به هم می شود و آن ها را مدتی کنار هم نگه می دارد تا رابطه صمیمانه با شدت کمتر بسازند تا صمیمت جای شور و شوق اولیه را بگیرد. یعنی اینکه شور و شوق اولیه ابتدا اتصال افراد را ممکن می کند سپس صمیمت جای آن را می گیرد. ممکن است در این مدت آشنایی اولیه متوجه شوند که اصلا مناسب هم نیستند و از یکدیگر جدا شوند.

معتادان به عشق بر خلاف افراد سالم در عشق ورزی، از این مرحله بالاتر نمی روند و همیشه می خواهند همان شور و اتصال اولیه جنسی و عشقی را تجربه کنند. در واقع پس از آن مرحله، استرس ها و واقعیت های رابطه شروع می شود و فرد نیاز دارد با رابطه اش واقع گرایانه مواجه شود.

در واقع این افراد به طور طبیعی از این مرحله استفاده می کنند تا از استرس و فشار واقعیت فرار کنند مانند معتادان به الکل و مواد که برای احساس نکردن استرس ها و دشواری ها مواد مخدر یا الکل مصرف می کنند. به شکلی یک تجربه "بی حسی". این بی حسی باعث می شود که افت و خیز زندگی را حس نکنند.

متاسفانه تشخیص اعتیاد به عشق آسان نیست همیشه. حتی زمانی که آن ها در جلسات روراست هستند که بی وقفه از یک رابطه به رابطه ای دیگر می روند و مدتی هست که روابط شان به این شکل است، آن ها نمی توانند با این مواجه شوند که این شیوه رفتاری اعتیاد به عشق است.

آن ها هنگام مراجعه نمی گویند که اعتیاد به عشق دارند بلکه شما جملات خاصی از آنان می شنوید ولی لزوما این ها به معنای اعتیاد به عشق نیستند ولی میتوانند نشانه باشند.

" تا به حال فردی خاص ندیده ام که عشق واقعی به من بدهد "

"در قرارهای ملاقاتم مشکل دارم"

شما متوجه انتظارات ناممکن آن ها از همسرشان خواهید شد. انتظاراتی که بالقوه در هر کسی وجود ندارد.

نشانه های رایج هشدار دهنده اعتیاد به عشق عبارتند از:

مراجع همیشه تلاش می کند که در روابط خودش شدت رابطه عاشقانه و لذت جنسی را بالا ببرد.

فرد وقتی در رابطه است تصور می کند که گیر افتاده ولی نمی تواند تنها بماند

فرد از تعهدات و الزمات مهم عبور می کند تا رابطه ای جدید و شوری جدید را جست و جو کند

فرد شدت رابطه عاشقانه را خوب درک نمی کند

فرد در رابطه اشتباه می ماند از ترس تنها ماندن

فرد دائما پارتنر خود را فریب میدهد برای داشتن پارتنرهای جدید

فرد تظاهر می کند به علاقه داشتن به فعالیت ها و تفریح ها تا راهی برای رابطه با پارتنر جدید بیابد

فرد در جست و جوی رابطه ای جدید است حتی وقتی در رابطه هست

فرد معتاد به شکار است. منظور شکار پارتنر جدید است. و از طرفی از قطع رابطه قبلی اجتناب می کند

 

افرادی که اعتیاد به عشق دارند دائما در جست و جوی رابطه هستند. این افراد در شبکه های مجازی خیلی فعالند و سعی دارند وارد روابط جدید شوند و پروفایل هایی در سایت های دوست یابی مختلف دارند.

آن ها تمام تصمیماتی که می گیرند حول محور ایجاد روابط جدید آن ها است. مثلا اینکه چه بخورند، چه بپوشند و کی ورزش کنند و کجا ورزش کنند. آن ها دائما به دنبال عشقی خاص هستند و زندگی شان تحت شعاع یافتن عشق است.

این افراد اغلب در انکار عمیقی به سر می برند. این افراد با وجود نشانه های مختلف و علایم مختلف آگاهی از اعتیادشان به عشق ندارند. آن ها مستقیما تاثیرات منفی روابط شان را تجربه می کنند و روابط آشفته ای دارند و مشکلاتی در مدرسه، محل کار و جاهای مختلف دارند زیرا دائما فکرشان مشغول احساسات شان است. ان ها اضطراب، افسردگی و کاهش عزت نفس را تجربه می کنند و علاقه کمی به لذت بردن از فعالیت هایشان دارند.

با اینکه این احساسات و مشکلات ناشی از اعتیاد آن ها به عشق است، معمولا دیگران را سرزنش می کنند. مثلا می گویند اگر پارتنر ما چنین بود این اتفاق نمی افتاد. یعنی به خاطر تصور واهی شان از عشق، انتظار بیهوده از دیگران دارند و دیگران را سرزنش می کنند. آن ها به خوبی از مواجهه با مشکلات شان اجتناب می کنند.

در تاریخچه اکثر این افراد اعتیاد در خانواده، اختلالات روانی همراه با ترومای دوران کودکی یا سوء استفاده جنسی، بی توجهی، طرد شدگی و دلبستگی نا ایمن وجود دارد. سوء استفاده جنسی در دوران کودکی در بین آن ها رواج دارد. در اوایل کودکی یاد گرفته اند که آسیب پذیر شدن خطرناک است. زیرا دوام دلبستگی ضرورت دارد برای سلامت روان.

دلبستگی نا ایمن و موارد ذکر شده می تواند آسیب پذیری در برابر اعتیاد به عشق را شدت بخشد. این افراد آموخته اند که از دوام نیافتن رابطه و عشق جلوگیری کنند ولی راه حل آن ها راه حل مشکل داری است زیرا خودشان رابطه را پایان می بخشند ولی از رابطه ای به رابطه ای دیگر می روند تا گریز خودشان از عشق را انکار کنند.

این افراد می خواهند بی حس باشند و استرس، خستگی، شرم و غم را تجربه نکنند. البته در همه اعتیاد ها چه اعتیادهای رفتاری و چه اعتیاد به مواد مخدر میل به بی حس شدن وجود دارد. این افراد در واقع به دنبال عشق نیستند بلکه به دنبال تعدیل احساسات خود هستند.

افرادی که به عشق اعتیاد دارند شبیه افرادی هستند که به مواد مخدر اعتیاد دارند. آن ها با مواد مخدر به توهم، تصور و بی حسی پناه می برند و افرادی که اعتیاد به عشق دارند با تصورات و خیالپردازی نسبت به روابط عاشقانه خود را آرام می کنند. در واقع آن ها با تکرار روابط عاشقانه شورانگیز به آن حسی که توسط انتقال دهنده های عصبی در مغز به جود می آید نیاز داند. این بحث را در ابتدای مقاله کردیم.

اعتیاد به عشق خوشبختانه قابل درمان است. تقریبا در درمان این افراد روش های مشابه با روش های درمانی سایر اعتیادها به کار می رود. درمان های سرپایی وجود دارد. مثلا می توان از روش گروه درمانی استفاده کرد و افرادی با مشکلی مشابه در یک گروه قرار گیرند و از تجارب شان بگویند.

مهم این است که در درمان اعتیاد به عشق مانند درمان اعتیاد به مواد مخدر " پرهیز " لازم نیست بلکه قرار است فرد از روابط مخرب دست بکشد و روابط سازنده برقرار کند. درمان این اعتیاد شبیه درمان اختلالات خوردن است. قرار نیست پرهیز باشد و فرد رابطه ای نداشته باشد بلکه باید روابط سالم برقرار کند و بتواند روابط سالم خود را گسترش دهد و با ناکامی های رابطه کنار بیاید.

   تاریخ ثبت: 1394/11/07     |     تعداد بازدید: 2101 | |
دیدگاه کاربران
همکاران سایت
  • روانپزشک-رواندرمانگر:دکتر محسن حافظی تحصیلات خود را در پزشکی عمومی در سال 1375 و در رشته تخصص اعصاب و روان در سال 1382 در دانشگاه علوم پزشکی...
Fatal error: Call to undefined function apache_getenv() in /var/www/vhosts/ravanpezeshkonline.com/httpdocs/APPs/DCMS/DCMSUtils/Statistic/tpro.php on line 32