روشهای تربیتی نامناسبی که به وابسته ماندن کودک منجر می شوند.

چگونه فرزندان خود را وابسته تربیت می کنیم؟

حتما همه شما افرادی را می شناسید که بسیار به اطرافیان خود وابسته اند و به تنهایی جرات تصمیم گیری ندارند.افرادی که به دلیل این وابستگی های مرضی ممکن است بسیاری از اجحافها در حق خود را تحمل کرده و دم برنیاورند.خصوصیات این افراد را در فرم شدید در اختلال شخصیتی وابسته شرح داده ایم.شکی وجود ندارد که  هیچ والدی اگاهانه قصد ایجاد این اختلال را در کودک خود ندارد ولی متاسفانه برخی از رفتارهای والدین می تواند منجر به این وابستگی های مرضی شود.برخی از این رفتارها عبارتند از:

  • حمایت افراطی: والدینی که بدون توجه به مراحل رشدی کودک صرفا از او حمایت می کنند.انگار فرزند بیست ساله انها هنوز نمی تواند به تنهایی از پس خود براید.هر خطایی هم انجام دهد والدین اماده اند تا ان را رفع و رجو نمایند.
  • مرافبت افراطی:والدینی که به دلیل اضطراب خودشان خیلی از فرزند مراقبت می کنند.
  • ندادن مسئولیت به فرزند:کسانی که از ترس خوب انجام ندادن مسئولیتی به فرزند خود نمی دهند.البته این کار در قالب این صورت می گیرد که این ها وظیفه والدین است.
  • کوچک دانستن فرزند:کسانی که خود را همه کاره می دانند.دیگران را زیر سوال می برند و لذا کارهای فرزندانشان هم با انتقاد انها مواجه می شود.در نهایت فرزند باور می کند ناتوان است.
  • نصیحت زیاد:والدینی که مرتب با امر و نهی و نصیحت به فرزندان به انها یاداوری می کنند که برای انجام کارها به والدین خود نیازمند است.
  • والدین ترسو:کسانی که به دلیل ترسهای خودشان دنیا را برای کودک ناامن جلوه می دهند.
  • والدینی که همه چیز را برای فرزند خود مهیا می کنند. این کودکان تا زمان ترک خانه هیچ سختیی نکشیده اند و لذا بعد از ترک خانه هم به ئنبال والد جایگزین هستند.
  • والدینی که با تصمیم گیری به جای فرزند مانع از پرورش قدرت تصمیم گیری در وی می شوند.البته این والدین هم معتقدند که تصمیمهای خودشان معقول تر است و بیشتر به نفع فرزند است.
  • والدینی که اجازه نمی دهند کودک  ازانها جدا شود.جتی شرکت در اردو هم برای کودک قدغن است جون اولا خطر دارد و دوما برای مراقبت از کودک هیچ کس به اندازه خودشان توانایی ندارد.
  • گروهی دیگر از والدین هستند که نقطه مقابل والدین فوق هستند.به عبارتی خیلی زود از کودک خود می خواهند که نقش بزرگسال را ایفا کنند.نقشهایی که هنوز کودک توانایی انجام انها را ندارد.این والدین نتوانسته اند کودک خود را به موقع راهنمایی کنند یا انکه حمایت لازم از کودک را از وی دریغ داشته اند.

در شرایط فوق کودک مجبور است یا  وابستگی خود را بپذیرد و هنگام جداشدن از والد به دنبال کسی باشد که او را حمایت کند یا انکه اصلا از والدین خود جدا نشود.البته گروهی که حمایت کافی از والد نگرفته اند گاهی نوعی استقلال بیش از حد و مرضی نشان می دهند و افتخارشان این است که من در تمام عمر به کسی وابسته نبوده ام.مشکل این افراد در انجا است که وابستگی سالم و بالغانه یکی از مهمترین منابع احساس امنیت است و این افراد علی رغم ظاهر بسیار مستقل احساس امنیت کمی دارند.

   تاریخ ثبت: 1394/03/28     |     تعداد بازدید: 1841 | |
دیدگاه کاربران
همکاران سایت
  • روانپزشک-رواندرمانگر:دکتر محسن حافظی تحصیلات خود را در پزشکی عمومی در سال 1375 و در رشته تخصص اعصاب و روان در سال 1382 در دانشگاه علوم پزشکی...